حسن حسن زاده آملى

267

هزار و يك كلمه (فارسى)

در اثبات مبدأ كليهء موجوداتى كه در تصور ما درمىآيند عدم بر آنها رواست ، براى آنكه ذاتا ممكن الوجودند . علاوه بر اين ، كليهء آنها را كه مشاهده مىكنيم وقتى معدوم بوده‌اند يا بالأخره فانى خواهند شد . جز مادّه كه در آن بعضى شبهه دارند - و ما فعلا از آن قطع نظر نموده مبحث خلود ماده را در جاى ديگر باطل مىكنيم - ساير موجودات مانند انسان و حيوان و نباتات حتى كرات آسمانى و سماويات نيز وقتى معدوم بوده‌اند . كليهء موجودات اگر ممكن باشند بايد وجود را از جاى ديگر اخذ نموده باشند و آن ديگرى اگر باز ممكن الوجود باشد مانند همينهاست و اگر واجب الوجود باشد مطلب ما ثابت خواهد شد . اگر بعضى گويند كه موجودات ، تمام ، ممكن الوجودند و هر يك از ديگرى كسب وجود مىكند الى غير النهاية ، و اولى براى آنها يافت نمىشود . در جواب گوييم : فلاسفه اين را تسلسل ناميده‌اند و به ادلّهء زياد باطل نموده‌اند ، و اگر خواهى بطلان تسلسل بر تو واضح شود ملاحظه كن نور كسبى را وقتى آفتاب طلوع نموده باشد ، اطاق روشن است ؛ زيرا كه بر ديوار مقابل شعاع خورشيد تابيده و اتاق از آن ديوار كسب نور نموده ، و چون ديوار نيز فى حدّ ذاته منبع نور نيست نور را از خورشيد گرفته كه آن فى حد ذاته روشنايى دارد . و همچنين منابع نور ديگر . بديهى است كه اگر نور منبعى نداشته باشد كه فى نفسه روشنايى از آن